آموزش همان چیزی است که پس از فراموش کردن چیزهایی که در مدرسه آموختهایم، میتوانیم بهیاد بیاوریم.ما نمیتوانیم مشکلاتمان را با همان طرز فکری حل کنیم که با آن، مشکلات را بهوجود آوردهایم.زندگی مانند راندن یک دوچرخه است؛ برای آنکه تعادلتان را حفظ کنید، باید به حرکت ادامه دهید.مسئلهی مهم آن است که هرگز از سؤالکردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.انسان باید هر چیزی را همانطور که هست ببیند، نه آنطور که دوست دارد.از آدم های منفی فاصله بگیرید، آنها برای هر راهحلی یک مشکل دارند.منطق، شما را از نقطه «الف» به نقطه «ب» میرساند اما تخیل (تصور) شما را همه جا میبَرَد.هرگز از کاری که واقعا قصد انجامش را دارید، دست نکشید. شخصی که رؤیاهای بزرگی دارد، قدرتمندتر از کسی است که همهی حقایق را میداند.مردم ضعیف انتقام میگیرند، مردم قوی میبخشند، اما افراد باهوش نادیده میگیرند.یک کشتی در ساحل همیشه امن است اما این چیزی نیست که برایش ساخته شده است.چیزی که درست است، همیشه محبوب نیست و آنچه محبوب است، همیشه درست نیست.آموزش، یادگیری حقایق نیست، بلکه پرورش ذهن برای تفکر است.تخیل، مهمتر از دانش است.ترس از مرگ، بیموردترین ترسهاست، چون هیچ حادثهی ناگواری یک آدم مرده را تهدید نمیکند.درمیان هر مشکلی یک فرصت وجود دارد.من با همه به یک شیوه صحبت میکنم؛ خواه آن فرد یک رفتگر باشد یا رئیس دانشگاه.دو شیوه برای زندگی کردن وجود دارد. یکی آن است که فرض کنیم هیچ معجزهای وجود ندارد و دیگری آن است که همهچیز را معجزه بدانیم.من از همهی کسانی که به من «نه» گفتند، متشکرم. به خاطر آنهاست که من اکنون در چنین جایگاهی هستم.
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 17:56
برچسب:
نویسنده: کیانوش نصیری
تاريخ: جمعه
21 ارديبهشت
1403 ساعت: 12:34